
جمع غرابيلُ: أداة تشبه الدُّفّ، ذات ثقوب، يُنقَّى بها الحَبّ من الشَّوائب. غربال الدقيق. غربال الرمل: غربال يفرِّق الرمل عن الحصى والحجارة. غطَّى الشَّمسَ بالغربال. له ذاكرة كالغربال: سريع النسيان. غربلَ يغربل ، غَرْبلةً ، فهو مُغربِل ، والمفعول

تستعمل الغرابيل بمختلف أحجامها في ميادين شتى أبرزها المطبخ والبناء. تستعمل كلمة غربال في الرياضيات أيضاً وبالتحديد في تحديد لائحة الأعداد الأولية الأصغر من عدد طبيعي ما. أبرز الغرابيل وأقدمها هو غربال إراتوستينس.

2025年1月8日 Kazimirski, Albin de Biberstein (1860) “ غربال ”, in Dictionnaire arabe-français contenant toutes les racines de la langue arabe, leurs dérivés, tant dans l’idiome vulgaire que

استخدام غربال بفتحات من قياس 250 ميكرومترا على النحو الموصى به (وليس 300 ميكرومتر) UN-2 فوجدا ان حوالي ٤٠ في المئة من الفناجين و ٢٠ في المئة من اسفنج الغسل في مغاسل المكاتب احتوت البكتيريا الغربالية الشكل coliform، وأحيانا ...

معنی: غربال . [ غ ِ /غ َ ] (اِ) آلت بیختن که ظرفی است دارای دیواره ٔ مدور که عموماً از تخته است و ته ظرف دارای سوراخهای بسیار است ، از روده بافته می شود و یا از مفتول .

غربال- تصنيف معاني ترجمة ومترادفات وبحث في مئات المعاجم والأنطولوجيا العربية، تصنيف مفاهيم ومعاني، شبكة مفرداتدلالية، ترجمة عربي انجليزي فرنسي، علاقات دلالية مفاهيمية، علاقات لغوية وتصريفية ومشتقات، حقول ومجالات ...

الغربال أو المنخل أو المصفاة (sieve أو sifter)، هي أداة تستخدم لفصل الأجزاء المرغوبة عن المواد الغير مرغوبة أو لتجزئة المادة إلى جزيئات صغيرة، وعادة ما يكون على شكل شاشة منسوجة من القماش أو المعدن. [1] . في الطبخ، يستخدم الغربال لفصل وتكسير الحبيبات الموجودة في المواد الجافة مثل الدقيق ، وكذلك لإدخال الهواء ودمج المواد الجافة المختلفة.

غربال. [غ ِ /غ َ] (اِ) آلت بیختن که ظرفی است دارای دیواره ٔ مدور که عموماً از تخته است و ته ظرف دارای سوراخهای بسیار است، از روده بافته می شود و یا از مفتول.

غربال [ مفرد ] : ج غرابيل : أداة تشبه الدف ، ذات ثقوب ، ينقى بها الحب من الشوائب غربال الدقيق - غربال الرمل : غربال يفرق الرمل عن الحصى والحجارة ° غطى الشمس بالغربال - له ذاكرة كالغربال : سريع النسيان . ...

غربال - جمع، غرابيل - (اسم)1- غربال : ما يغربل به2- غربال : رجل نمام مفسد3- غربال : دف المعلومات مرحبًا بكم في موقعنا الذي يهدف إلى توثيق وحفظ اللغة العربية بكافة لهجاتها وتنوعاتها.

معمولاً این فعل به صورت "غربال میکنیم" یا "غربال کردهایم" به کار میرود. فعل مرکب : "غربال کردن" یک فعل مرکب است که از اسم "غربال" و فعل "کردن" تشکیل شده است.

کلمه "غربال بیختن" به معنی جدا کردن و تفکیک کردن چیزها با استفاده از غربال است. این ترکیب معمولاً در متون ادبی و زبان محاورهای به کار میرود.

غربال. [غ ِ /غ َ] (اِ) آلت بیختن که ظرفی است دارای دیواره ٔ مدور که عموماً از تخته است و ته ظرف دارای سوراخهای بسیار است، از روده بافته می شود و یا از مفتول.

معنی: وسیلهای با یک سطح سوراخسوراخ، برای جدا کردن اجزای ریزودرشت حبوبات، آرد، گندم و امثال آن؛ نوعی الک با سوراخهای درشتتر؛ پرویزن؛ غرویزن. 〈 غربال کردن: (مصدر متعدی) ۱. جدا کردن اشیای ریزودرشت یک جسم با ...

ترجمه "غربال" به انگلیسی . sieve, riddle, screen بهترین ترجمه های "غربال" به انگلیسی هستند. نمونه ترجمه شده: یک خیمه کوچک، یک رو انداز، ظروف خوراک پزی، دو غربال و یک ننوی مخصوص شست ↔ a small tent, bedding, cooking utensils, two sieves and a washing cradle

2025年1月4日 من هو الحكم مصطفى غربال ويكيبيديا، الذي تم اختياره ليكون من ضمن حُكام مباريات كأس العالم 2022 في قطر، حيث يعتبر مصطفى العربي الإفريقي الأول الذي يتولى مسؤولية الإدارة من قبل الفيفا لما عرف عنه بخبرته الطويلة في هذا ...

2025年1月8日 “ غربال ” in Almaany “arballu”, in The Assyrian Dictionary of the Oriental Institute of the University of Chicago (CAD) [1] , volume 1, A, part 2 , Chicago: University of Chicago Oriental Institute, 1968 , page 239

غربال . [ غ ِ /غ َ ] (اِ) آلت بیختن که ظرفی است دارای دیواره ٔ مدور که عموماً از تخته است و ته ظرف معنی غربال - لغتنامه دهخدا

ويقال: غَرْبَلَه إِذا قطعه؛ وقوله فلولا اللهُ والمُهْرُ المُفَدَّى لَرُحْتَ وأَنت غِرْبالُ الإِها فإِنه وضع الغِرْبالَ مكان مُخَرَّق، ولولا ذلك لما جاز أَن يجع الغِرْبال في موضع المُغَرْبَل.

تشریح نگارش (هوش مصنوعی). کلمه "غربال" به معنای وسیلهای است برای جدا کردن دانهها یا مواد مختلف بر حسب اندازه آنها و همچنین به معنای تشخیص و تمیز دادن چیزهای مختلف از یکدیگر به کار میرود.

کلمه "غربال بیختن" به معنی جدا کردن و تفکیک کردن چیزها با استفاده از غربال است. این ترکیب معمولاً در متون ادبی و زبان محاورهای به کار میرود.

غربال . [ غ ِ / غ َ ] (اِ) آلت بیختن که ظرفی است دارای دیواره ٔ مدور که عموماً از تخته است و ته ظرف دارای سوراخهای بسیار است ، از روده بافته می شود و یا از مفتول . (فرهنگ نظام ). غربال را در قدیم از نی و سایر نباتاتی که مثل آن باشد ...

معنی: غربال زدن . [ غ ِ / غ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) غربال کردن . بیختن . انگلیسی scout عربی كشاف، استطلاع، مستكشف، رائد كشاف، المستطلع، فتى، شخص، طائرة إستطلاع، استكشف

غربال سيليكون الجزيئية ماء زيوليت نمواً في السنوات الأخيرة قد استخدمت في صناعة حماية البيئة لمعالجة المياه المستعملة والنفايات الغازية المرجل.

غربال- تصنيف معاني ترجمة ومترادفات وبحث في مئات المعاجم والأنطولوجيا العربية، تصنيف مفاهيم ومعاني، شبكة مفرداتدلالية، ترجمة عربي انجليزي فرنسي، علاقات دلالية مفاهيمية، علاقات لغوية وتصريفية ومشتقات، حقول ومجالات ...

غربال فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده. وسیلهای با یک سطح سوراخسوراخ، برای جدا کردن اجزای ریزودرشت حبوبات، آرد، گندم و امثال آن؛ نوعی الک با سوراخهای درشتتر؛ پرویزن؛ غرویزن.lang; غربال کردن: (مصدر متعدی)۱.

Look up the Arabic to English translation of غِرْبال in the PONS online dictionary. Includes free vocabulary trainer, verb tables and pronunciation function.
حقوق الطبع والنشر: شركة خنان ليمينغ لتكنولوجيا الصناعة الثقيلة المحدودة. رخصة أعمال